August 2010
8 posts
1 tag
خانهی جدید
قدیمترها وبلاگی داشتم با عنوان ” وخدا گاو را آفرید ” و اینجا هم مینوشتم. تصمیم گرفتم که وبلاگها رو یکی کنم و برم روی هاست شخصی…
اون وبلاگ روی دامنهی آشنای Conformist.ir قرار گرفته و تقاضا دارم آدرس فیدش+ رو دنبال کنید. دوستانی که از طریق فید این وبلاگ رو دنبال میکردند به صورت خودکار به همونجا هدایت خواهند شد.
البته اون سایت هنوز کامل نشده و فتوبلاگ روی دامنهی دیگه ای...
1 tag
۹/۹/۹۹
اگر روز ۹/۹/۸۹ ازدواج کنم ، نهمین سالگرد ازدواجم میافته ۹/۹/۹۹
1 tag
جام ِ الست
محتویات: آب گازدار ، شکر ، اسانس شوکران و دیگر افزودنیهای مجاز
2 tags
اساماس
چای ِ تلخ ِ سحر را با شیرینی ِ پیامکهای تو مینوشم…
2 tags
بگشای لب که خلقی...
رمضان یعنی تا بعد از اذان ِ مغرب ، بی لبهایت سر کردن… رمضان یعنی امساک در نوشیدن ِ شهد لبهایت
1 tag
تو نزدیکی
روزهای که با لب ِ یار افطار نشود ، باطل است ؛ یادم باشد تمام ِ روزههای بیتو را قضا کنم
1 tag
آیههای اشتیاق ۱
خواب باشه ، بری بشینی کنار ِ تخت ، نور ماه بزنه توی اتاق ، روی صورتش… ، تا صبح خیره بمونی…
فکر کنم نماز ِ شب و شبزندهداری همین باشه
July 2010
5 posts
1 tag
فصل الخطاب موسمی
درسته که جوجه کباب رو دوست دارم ، ولی نظرم به لب های تو نزدیکتره
1 tag
اگر مقصود هدایت بود ، آره و اینا ما خیلی بودیم
گاهی فکر میکنم اگر خدا به جای این همه پیغمبر ، برای هر آدمی یه همنفس میفرستاد ، الان همهمون هدایت شده بودیم… رستگار شده بودیم اصلا
مرتبط: +
1 tag
افشاگری
حقیقت این است که بعضی از مردها به دنیا میآیند که پدر باشند ، به دنیا میآیند که فقط معشوق نباشند.
از جنگ بدشان میآید ، اما میجنگند. میجنگند ولی از کشتن لذت نمیبرند ، این دسته از مردها تفنگ بازی ِ کودکیشان را جدی نگرفتهاند.
اکثر این مردها بو ندارند ، نشانه ندارند ، رنگ ندارند… گماند…
تفنگ بازی ِ زندگی شوخی نبود
1 tag
تاریخ تکرار میشود
حوا را که گم کرد ، دیگر آدم نشد
1 tag
بدون عنوان
به نیروی ِ خودسر ِ خیال ِ تو ، داروی ِ نظافت خورانده ام
1 tag
افسانههای ریز ریز
به آتش افتادم ، گلستان نشد
June 2010
11 posts
2 tags
آمان آمان
فراق ، محور ِ شرارت است…
2 tags
ریزشها ، رویشها
اصول و اعتقادم تویی… اصولگرایم…
2 tags
به کدامین گناه ، دوستت میدارم؟
به راستی چه کردهام که برای ِ عاشقی ِ تو انتخاب شدهام؟ به سبب ِ کدام دعا یا شفاعت ، مرتبهام اینگونه رفیع شده است؟
2 tags
معتکف شدهام به حرمت ِ نگاهت
ایام اعتکاف است ؛ به گیسویت چنگ میزنم ، ای حبل المتین ِ من
2 tags
کدام مرد؟
من مــرد بودن را بدون تو نمیخواهم… تو معنای ِ مرد بودن ِ منی ، بی تو از مرد بودن ، فقط بغضاش ، دردش ، سکوتاش ، سیگارش و زخمهایش باقی میماند…
1 tag
حکایت ِ شهد و شراب
بر پیشانی ِ معشوقههایتان سجده کنید…
1 tag
سجده میکنم
امان از معشوقههایی که معشوق ِ آدمها میشوند…
1 tag
هویجورانه
یعنی اگر زمان ِ حافظ “نیمفاصله” جایی در ادبیات داشت مغبچه میشد مغبچه
1 tag
مرگی برای تمام ِ فصول
جهان سوم یعنی جاییکه حتا مفهومی مثل ِ بهشت رو ، که نهایت ِ کمال هست ، باید با مثال های زیر شکمی به ملت معرفی کرد… حوری و غلمان و فیلان و بهمان
1 tag
آ خدا
خدایا این انصاف نیست که یکی از بندگانت به معراج بره و یه جمعی از بندگانت به گـ*ا
2 tags
ال تقدیم به محضر ِ گرانمایهی جلال ِ سمیعی
جهان ِ سوم یعنی: من ، باشم ، بدون ِ تو
+
May 2010
9 posts
2 tags
حکایت این شبهای لعنتی
.خیالات ، از دیازپام۱۰ هم قویتر بود ؛ بگذار اندکی بخوابم ، آنجا فرصتمان بیشتر از بیداریست
1 tag
بخش فنی به پنالتی کشید
از اینکه فقط این فید را پیگیری میفرمایید بسیار متشکرم.
1 tag
خلبان ِ بمبافکن
نصب کاسه توالت ایرانی در قطار ، یکی از آوانگاردترین ریسکهای نوع بشر بود.
1 tag
به دریا بنگرُم ، دریا تِ بینـُم
با خود عهد بسته بود که زینپس به جای خیره شدن به سنگفرش ِ پیادهرو ، به صورت ِ دختران ِ رهگذر خیره شود. در سیمای ِ تمام ِ دختران شهر ، چهره ی معشوقهاش را میدید
2 tags
اینروزهای سخت
خیابان ِ ولی ِعصر یکطرفه است. بیتو ، امیدی به ظهورش ندارم
2 tags
بینمنوتوفاصلهغوغامیکنهیادحرفهایقشنگتمنورهانمیکنه
چند روزه که تلخ ترین قهوه ها هم ، تلخی ِ نبودنت رو از یادم نمی بره
*نیم فاصله ام را
1 tag
اردیبهشت ِ یکهزار و سیصد و تنهایی
بهار باید بغضهای کهنهی زمستان را پاک کند ، بر دلتنگی ِ نبودن ِ تو افزوده است
1 tag
شکر در دهان
به سلامتی ِ کاسه توالت ، که سنگ ِ صبوره…
که یه عمر ریدیم بهش ، باز هم ساکته…
سلامتی ِ کاسه توالت که مرامش از این مخلوق ِ دو پا بیشتره
2 tags
فوتوغرافی / از خاطرهها گذر توان کرد؟
خوبی ِ نداشتن دوربین اینه که لحظههای نبودنت ثبت نمیشه ، در هیچ عکسی جای ِ خالیت به چشم نمیاد…
April 2010
7 posts
2 tags
باز از آن کوچه گذشتم
چشمهایت ، راز ِ کیمیاگریات بود
1 tag
پانزده دقیقه به رستگاری
عکس معشوقه ای که هزاران کیلومتر از شما دور است یا مصرف سیگارتان را بیشتر میکند یا قرص های زیر زبانیتان را.
گویی معشوقه های دور ، در عکسهایشان جور دیگری نگاه میکنند… نیمه شب ها ، به عکس های معشوقه ی دورتان خیره نشوید
1 tag
سر ها در گریبان
کمپین یک میلیون بوسه بر صورت ِ کودکان خیابانی
1 tag
روزهای ِ سیاه
بهشت ، اقتباس ِ انسان از رخ ِ معشوق بود
1 tag
پانزدهم مارچ
تمام شعر های عالم را برای هجران ِ تو سروده اند…
1 tag
امر ِ به معروف
وای اگر نگاه ات ، حکم ِ جهادم دهد
بالدابیو: یه مرد رو میشناختم که خط آهن خودش رو ساخت. زیبایی کارش اونجایی بود...
– Silk (imdb)
March 2010
16 posts
1 tag
چهل و چند روز
به روی ِ مبارک نمیآوریم که دلمان برایت تنگ شده ، زیر ِ مبارک میسوزد
1 tag
دورهات گذشته مربی
امان از این یوسف های ِ گمشده
1 tag
بیداری
اینجا دیگر نه مردی هست ، نه توانی ، نه تویی
1 tag
جایی دنج تر از بهشت
بانو! منتظرم ، سیب ِ لعنتی را بچین… از این زندان می رویم ، با هم
2 tags
لواشک ِ انار
در تقویم ِ من هر روز عید است ، تا به بهانه ی تبریک ِ عید ، هر روز ببوسم ات
2 tags
گیسویی در باد
ایمان آورده ام به حقیقت چشمهایت ، مومن شدم به نفسهای ِ مسیحایی ات… شق القمر است آغوشت
اشهد ان لا اله الا … اشهد ان لا اله الا…
1 tag
عید آمده بانوی ِ غربت نشین ِ من
تقویم ِ او خالی از من است و تمام ِ صفحه های تقویم ِ من از او پر…
عریضه های خالی
شب عید است و یاری نیست کز من ، چغندر پخته را خواهد
1 tag
دهم فوریه
بی دعوت آمده بودم بانو… ناخوانده بودم… بخوان مرا
1 tag
مردی در آستانه ی فصلی فیلان
هیچ عیدی ، بی حضور ِ تو ، عید نیست … ظهور کن بانو