کدام من؟
بی تو
من فریب چشمان ِ خدای نادیده ی شما را خوردم. معشوقه ای بود که فقط اندوهم را هزار برابر کرد
گیرم که یارانه ها را هدفمند کردید ، با این هوای ِ دو نفره چه میکنید؟
که می خواهم تمام کفرنامه های دنیا را ، سند بزنم به نام ِ چشمانت. تمامش را ، من ، بسرایم برای چشمانت
به دخترک که در ردیف آخر اتوبوس نشسته بود چشم دوخته بود، دل دوخته بود. هر از گاهی بدون اینکه تابلو بازی در بیاورد زیر چشمی دخترک را در کادر چشمانش جای میداد. دخترک به غایت زیبا بود ، نور از پنجره به صورتش می تابید و هزار بار زیبایی هایش را عیان تر میکرد. در طول راه هزار بار دخترک را در آینده و همراه با خودش فرض کرد. هزار و یک قصه ی خیالی ساخت ، و هزار یک لحظه ی آغوش. تبسم هایش و خنده هایش و سکوتش را ساخت.
به مقصد که رسیدند ، بلافاصله دور شد ، تا مبادا اسیر ِ چشمان دخترک شود. قدم هایش را تند تر کرد و سرش را مثل همیشه به سنگفرش پیاده رو دوخت.
اکثر قصه های دنیا ، اینگونه مگو می مانند
ای خدااااااااااااااااااااا خداااااااااااااااااااااااااااااااااا خداااااااااااااااااااااااااااااااا ، دارم خفه میشم از شدت بغض. کجا بودی وقتی اون بچه ترسیده بود؟ کجا بودی وقتی اون بچه از ترس به خودش پیچیده بود؟ کجااااا بودی بی شرف؟؟؟
http://aftabnews.ir/vdcdoo0
-بیدار است بشر ، فقط چند دقیقه ای هدفون آیپادش را در گوشش گذاشته تا کمی جواد یساری گوش کند و ریفرش شود -
خبرم کن آنروز ، برای بوسیدن چشمهایت ، برای بوییدن گیسوانت ، برای لمس لبهایت